حافظ
ز تندبادِ حوادث نمیتوان دیدن
در این چمن که گلی بوده است یا سمنی
ببین در آینه جام نقشبندی غیب
که کس به یاد ندارد چنین عجب زَمَنی
از این سَموم که بر طرْفِ بوستان بگذشت
عجب که بوی گلی هست و رنگِ نسترنی
+ نوشته شده در ۱۴۰۱/۰۹/۱۴ ساعت 16 توسط بزرگمهـــــــــــــر
|