سیمین بهبهانی _ دیوانگی

یارب مرا یاری بده، تا خوب آزارش کنم

هجرش دهم، زجرش دهم، خوارش کنم، زارش کنم

از بوسه های آتشین، وز خنده های دلنشین

صد شعله در جانش زنم، صد فتنه در کارش کنم

ادامه نوشته

هوشنگ ابتهاج _ دیباچه ی خون

نه هراسی نیست
 
من هزاران بار
تیرباران شده ام
و هزاران بار
دل زیبای مرا از دار آویخته اند

و

هزاران بار


ادامه نوشته

برایم آشنا هستی

برایم آشنا هستی

تو را من پیش ازاین ، هرگز ندیده

و شاید بعد از این ، هرگز نخواهم دید

ولی وقتی کلامت را شنیدم ، آشنا بودی

نمی دانم ، ولی شاید

ادامه نوشته