برای چهارمین ماهگرد دختر نازم، گندم جان

هديه‌ام از تولد

گريه بود

خنديدن را تو به من آموختی

سنگ بوده‌ام

تو كوهم كردی

برف بوده‌ام

تو آبم كردی

آب می‌شدم

تو خانه دريا را نشانم دادی

می‌دانستم گريه چيست

خنديدن را

تو به من هديه كردی

“ شمس لنگرودی “

حافظ

در آن زمین که نسیمی وزد ز طره دوست

چه جای دم زدن نافه‌های تــاتــاری است