هادی خرسندی _ بگذر از ني من حكايت مي كنم

بگذر از ني ، من حكايت مي كنم
وز جدايي
ها شكايت مي كنم
ني كجا اين نكته ها آموخته ؟
ني كجا داند نيستان سوخته ؟
بشنو ازمن ، بهترين راوي ، منم !

راست خواهي ، هم ني و هم ني زنم
نشنو از ني ، ني حصيري بيش نيست
بشنو از دل ، دل حريم دلبري
است !
ني چو سوزد ،خار و خاكسترشود،
دل چو سوزد ، خانه دلبر شود

ادامه نوشته

گروس عبدالملکیان _ صدای قلب

صدای قلب نیست

صدای پای توست

که شب ها در سینه ام می دوی

کافی ست کمی خسته شوی

کافی ست بایستی

لنگستون هیوز _ بگذارید این وطن دوباره وطن شود.

 بگذارید این وطن دوباره وطن شود.
بگذارید دوباره همان رویایی شود که بود.
بگذارید پیشاهنگ دشت شود
و در آن‌جا که آزاد است منزلگاهی بجوید.
این وطن هرگز برای من وطن نبود.
بگذارید این وطن رویایی باشد که رویاپروران در رویای
خویش‌داشته‌اند
ادامه نوشته

محمد علی بهمنی _ لبت نه گوید و پیداست می‌گوید دلت آری

لبت نه گوید و پیداست می‌گوید دلت آری 

که اینسان دشمنی ، یعنی که خیلی دوستم داری

دلت می‌آید آیا از زبانی این همه شیرین 

تو تنها حرف تلخی را همیشه بر زبان داری

ادامه نوشته

محمد رضا شفیعی کدکنی _ به کجا چنین شتابان

به کجا چنین شتابان؟
گون از نسیم پرسید.

دل من گرفته زین جا
هوس سفر نداری
ز غبار این بیابان؟


ادامه نوشته

یغما گلروئی _ صدام را اعدام نکنید!


صدام را اعدام نکنید!
او را به «حلبچه» ببرید

و بگذارید نفس‌های عمیق بکشد.
نفس‌هایی عمیق،
عمیق،
نفس‌هایی به عمقِ گورهای دسته‌جمعی کردستان...

ادامه نوشته