هوشنگ ابتهاج _ مرثیه


آن همه فریاد آزادی زدید

فرصتی افتاد و زندانبان شدید

آن که او امروز در بند شماست

در غم فردای فرزند شماست

ادامه نوشته

ابوسعید ابوالخیر


ای دلبر ما مباش بی دل بر ما

یک دلبر ما به که دو صد دل بر ما

نه دل بر ما نه دلبر اندر بر ما

یا دل بر ما فرست یا دلبر ما

هوشنگ ابتهاج _ گل زرد

گل زرد و گل زرد و گل زرد

بيا با هم بناليم از ســر درد

عنان تا در كف نامردمان است

ستم با مرد خواهد كرد نامـرد


ترانه تاجیکی _ شهر خالی خانه خالی

واي از قومي که با دشمن  همي سازد

آبرو در خدمت ظالم چه مي بازد

مطربان هم کوک کردند سازهاشان را به ظلم

دست ظالم را ببين بر ما چه مي تازد

اعدام کودکان در شهر و هر برزن

او به شلاق و به دارش وه چه مي نازد 


ادامه نوشته

مولوی _ ای جان جان بی‌من مرو


شب ز نور ماه روی خویش را بیند سپید  **  من شبم، تو ماه من، بر آسمان بی‌من مرو

ادامه نوشته

هوشنگ ابتهاج _ بهارا

دلی، در عزای عزیزان به درد
ندانی که نامرد با ما چه کرد

گرفتند و بردند و آویختند
چه خون ها که هر صبحدم ریختند
ندادند رخصت که بیوه زنی
 بر آرد ز سوز جگر شیونی

ادامه نوشته